سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
466
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
قوم را بر اقامه حدّ تأليف كند تا نزاع از ميان ايشان برخيزد وفتنه ثوران نكند . پس اين غايت ازرا وتحقير ونهايت عيب وتعيير أمير كل أمير [ ( عليه السلام ) ] است ، وحاشا كه احدى از أهل ايمان واسلام تخييل آن كند ، چه جا كه تفوّه به آن نمايد ، وبه اجهار واعلان به مقابله علماى أعيان ، زبان به آن آلايد ، ليكن راست [ است ] كه : ( إذا لم تستحي فاصنع ما شئت ) . وغايت جسارتش اين است كه صرف بر اين تصريح - كه حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] وجه ثاني را اختيار مىفرمودند - اكتفا نكرده ، در آخر عبارت به صراحت تمام هم گفته كه : غالب بر آن حضرت سكر وغلبه بود ! واين را طريقه أوليا ناميده ! وصحو وتأنى ودوربينى را از آن حضرت دورتر فكنده ! وبه تهمت شنيع بر ابن عباس ، احتجاج بر اين مطلب بي أساس نموده . بالجملة ; چون اين ناصب كثير العدوان به سبب غلبه شيطان - معاذ الله - جناب أمير المؤمنين - عليه سلام الربّ المنان - را تمثيل به مغلوب وسكران داده ، وزبان خرافت توأمان به أنواع هذيان گشاده ، در حقيقت داد پيروى ثانىِ أول من قاس داده ، كه ثاني به سرور أنام - عليه وآله آلاف التحية والسلام - نسبت هذيان ‹ 637 › وهجر نموده ، واين ثانىِ ثاني به وصى آن حضرت نسبت غلبه وسكر كرده ، به وجوه عديده در ازراى آن حضرت قصب مسابقت ربوده . ولله الحمد كه غايت شناعت وفظاعت اين جسارت وخسارت - كه عين شقاوت وضلالت است - از كلام خودش ظاهر وواضح است كه سابقاً